بیان لطائف قرآنی در هیأت میثاق با شهدا (موضوع: مدیریت جهادی)

متن سخنرانی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم سَدِّد ألسِنَتَنا بِالصَّوابِ والحِکمَه
در هفته گذشته با موضوع قیام بالله اشاره شد که در زمان‌های مختلف، در بین مؤمنینِ به پیامبران مختلف، انسان‌هایی پیدا می‌شوند که اهل قعود هستند در مقابلِ انسان‌هایی که اهل قیام‌اند و در همین خصوص داستان قوم بنی اسرائیل در زمان حضرت موسی(سلام‌الله‌علیه) بیان شد؛ آیه ۹۵ سوره مبارکه نساء این تقسیم بندی را تصریح کرده و تفاوت این دو گروه را بیان نموده است:
لا یَسْتَوِی الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ غَیْرُ أُولِی الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدینَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدینَ دَرَجَهً وَ کُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى‏ وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدینَ عَلَى الْقاعِدینَ أَجْراً عَظیماً (۹۵/ نساء)
می‌گوید مومنین دو دسته اند: یک عده قاعدون هستند و یک عده مجاهدون هستند. کسانی که با اموالشان، با جانهایشان در راه خدا جهاد می‌کنند، ابتدای آیه می‌فرماید که «لا یستوی» یعنی این دو گروه با هم مساوی نیستند این که یکی اهل جهاد باشد و یکی اهل قعود باشد، این ها در یک رتبه نیستند. اما در انتهای آیه می‌فرماید که «فضل الله مجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما» پس نه فقط مساوی نیستند بلکه برتری مجاهدین بر قاعدین یک برتری عظیم و بزرگ است.
این‌جا باید داخل پرانتز مطلبی عرض کنیم؛ چون سعی براین است که هر جلسه یک نکته از این باب در بحث قرآنی بگوییم که یک جرقه‌ای در ذهنمان ایجاد بشود: زمانی ما کلمات بزرگ و کوچک را به کار می بریم، زمانی خداوند متعال که خودش عظیم است می‌گوید «عظیم»؛ مثال: بین ما اگر یک نفر، مقداری خوش‌رو باشد، اهل بگو و بخند باشد و تبسم باشد، می‌گوییم که این فرد خوش اخلاق است؛ اما خداوند متعال که همه عالم و همه متاع دنیا پیش او قلیل است به اخلاق پیغمبر اکرم(صلَّی‌الله‌علیه‌وآله) که می‌رسد می‌فرماید:
وَ إِنَّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیمٍ (۴/ قلم)
خداوندی که عظیم و بزرگ است به خلق پیغمبر(صلَّی‌الله‌علیه‌وآله) که می‌رسد می‌گوید که خلق پیغمبر(صلَّی‌الله‌علیه‌وآله) عظیم است. این فرق می‌کند با ما، ما به یک آدم خوش خنده هم شاید بگوییم که اخلاقت خوب است! این‌گونه باید به کلمات قرآن نگاه بکنیم: وقتی خداوند می‌گوید اجر عظیم، می‌گوید خلق عظیم، جنسش فرق می‌کند؛ در باب روایات هم همین‌گونه است: امشب هم شام میلاد حضرت زینب(سلام ‌الله‌علیها) است و نقل از امام سجاد(سلام‌الله‌علیه) است که خطاب به عمه بزرگوارشان فرمودند: «أَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَهٌ غَیْرُ مُعَلَّمَهٍ»؛ ما یک نفر که یک مقدار سواد دارد و مدرک دارد به او می‌گوییم عالم، یک موقع امام سجاد (سلام‌الله‌علیه) می گوید عالم. این ها در یک سنخ نیستند حواسمان باید به این جمع باشد.
حالا به همان آیه بر گردیم: فرمود « فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدینَ عَلَى الْقاعِدینَ أَجْراً عَظیماً ». این پرانتز را باز کردم که به این عظیم توجه کنیم که اختلاف مجاهد و قاعد در این آیه اختلاف زیادی است، این‌گونه نیست که بگوییم این ها یک مقدار بهتر از آن ها هستند. اجرش عظیم است.
سوالی که مطرح می شود این است که مگر مجاهدین چه ویژگی هایی دارند که خداوند اجر عظیم به آن ها می‌دهد؟ امشب با استفاده از آیات قرآن می خواهیم سه ویژگی از مجاهدین را بگوییم که إن‌شاءلله خودمان اهل جهاد و مجاهده بشویم:
۱-    وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏ (۳۹/ نجم)
اولین ویژگی از خود ریشه «جهاد» به دست می آید. که به معنای تلاش و کوشش است. اولین ویژگی مجاهد طبق این آیه شریفه این است که مجاهد اهل سعی و تلاش است. اهل تنبلی نیست. نمی شود کسی مجاهد باشد و اهل خواب و تنبلی باشد! این آیه شریفه که بیان سنگینی هم دارد، می گوید که اصلا انسانیت انسان به سعی و تلاشش است. انسان انسان نیست مگر «ما سعی»: مگر اینکه کوشش کند، سعی کند، تلاش کند. اصلا انسانیت به همین است. به سعی و تلاشش است.
حضرت آقا می‌فرمایند: «امروز حرف اصلی من به شما عزیزان و همه ملت ایران این است که به هیچ فردی، به هیچ ملتی و به هیچ جمعیتی از خزانه غیب الهی هیچ چیز نمی‌دهند مگر با تلاش و کوشش، ملت های تنبل و بی حال از افتخارات ملی نصیبی نخواهند برد. مجموعه های بی همت و بی کاره به خدمات بزرگ دست نخواهند یافت. افرادی که نخواهند تلاش کنند و زحمت بکشند، در بازار معنویت و در سودای عشق و ایمان و تقوا و فضائل معنوی چیزی گیرشان نخواهد آمد؛ لیس للانسان الا ما سعی».
امثال شهید حسن شاطری که امشب به یاد آن بزرگوار دور هم جمع شدیم؛ این آدم ها اهل سعی و تلاش بودند. مصداق واقعی مجاهد. اهل تنبلی نبوده‌اند. وقتی مسئول ستاد بازسازی لبنان به عنوان نماینده جمهوری اسلامی شدند، در خاطراتشان نقل کرده‌اند، گفته اند که وقتی می‌خواست جاده بکشد، گفته‌است از بهترین آسفالت باید استفاده بکنیم، چون لبنانی ها ترددشان زیاد است، از اروپا می‌آیند و می‌روند، باید بگویند که آسفالت جمهوری اسلامی بهتر از آسفالت اروپایی‌ها است و این کار را در لبنان کرده است، خود لبنانی ها اذعان کرده‌اند که جاده‌هایی که حسن شاطری در آن‌جا ساخته، در جاده‌هایی که اروپایی‌ها ساخته‌اند کیفیتش بهتر است. ما هم شاید خیلی از این حرف‌ها بزنیم و می‌گوییم که یک کاری بکنیم که بهتر از اروپایی‌ها باشد اما خودمان اهل تنبلی هستیم و چون اهل تلاش نیستیم این اتفاق نمی افتد اما او چون اهل سعی و تلاش بود، مجاهد بود، اهل جهاد بود، این کار را انجام داد. امام باقر (علیه السلام) فرمود: «الْکَسَلُ‏ یَضُرُّ بِالدِّینِ وَ الدُّنْیَا» کسالت و تنبلی هم به دین اسلام ضربه می زند و هم به دنیا، چه دین بخواهیم و چه دنیا. اولین شرط آن این است که انسان اهل سعی و تلاش باشد، تنبلی را کنار بگذارد این اولین ویژگی مجاهد است.
۲-    وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‏ءٍ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ (۶۰/ انفال)
این آیه را زیاد شنیده‌ایم، آیه ای که روی آرم سپاه است و حسن شاطری هم افتخارش این بوده است که این لباس را به تن داشته، لباس پاسداری اسلام را. در این آیه هدف را بیان می کند؛ چرا باید از لحاظ نیرو و قوت تا آن جایی که می توانیم خودمان را آماده بکنیم؟ به جهت «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ»: می گوید که دلیل اینکه شما باید خودتان را اینقدر محکم کنید، تا آنجایی که می‌توانید خودتان را آماده کنید دلیلش این است که باید دشمن خدا از شما بترسد. ویژگی دوم جهاد و ویژگی دوم مجاهد این است که این تلاشش در مقابله با دشمن است، ما به هر تلاشی جهاد نمی‌گوییم، تلاشی که در مقابل دشمن باشد اسمش جهاد است، «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ»؛ این ویژگی مجاهد است که تلاشش در مقابله با دشمن است. من یک مثال دیگر از کارهای شهید شاطری بیان کنم: ایشان در مرز لبنان با فلسطین اشغالی یعنی جایی که در چند صدمتری آن تانک های اسرائیلی درحال ترددند، این طرف مرز، یک پارک ساخته است، یکی از کارهای او است، یک پارک ساخته اسم پارک را هم گذاشته است «حدیقه ایران» یعنی پارک ایران؛ به اسم جمهوری اسلامی پارک ساخته است. آرم جمهوری اسلامی را بزرگ آن وسط زده است. به تعداد استان های جمهوری اسلامی‌مان آن‌جا آلاچیق درست کرده است و اسم هر استان را بالای آلاچیق ها گذاشته است، حالا خود این کار که در یک کشور عربی این کار را کرده، این خودش یک نوع جهاد است و این را در مرز با اسرائیل گذاشته است!، می گویند اینقدر این کار صدا کرده، اسرائیل نامه زده به سازمان ملل که این مخل کارهای ماست و باید این پارک خراب بشود. کسی که رفته و بازسازی دارد می کند، پارک ساخته است، اما چون حواسش جمع است که در مقابله با دشمن است، یک طوری پارک ساخته است که دشمن دادش در آمده است، با پارک ساختن هم انسان می تواند داد دشمن را در بیاورد! این نکته مهمی است. شهید حسن شاطری بعد از جنگ ۳۳ روزه به لبنان رفت، ما هم در مملکتمان بعد از جنگ دوران بازسازی و سازندگی داشتیم اما احساس می‌شود که کسانی که اینجا متولی این امر بودند تلاش کردند، نکته اول را داشتند اما حواسشان به مقابله با دشمن نبود، خیلی از کارهایشان را عینا از دشمن کپی برداری کردند یعنی همان چیزی که در غرب بود را کپی برداری کردیم؛ شما از اسم فروشگاه هایی که در دوران سازندگی ایجاد شد _حالا چون وقت نیست من فقط دارم می گویم که بعدا بروید تحقیق کنید_ از اسم فروشگاه شهروند و رفاه تا اسم روزنامه هایی مثل همشهری، این ها همه کپی برداری شد؛ ما هم شروع کردیم به سازندگی، تلاش هم شد، در همین تهران پل زدند، اتوبان ساختند اما اینکه حواسمان جمع باشد که در مقابله دشمن هستیم، این است که خط می دهد. کاری بکن که دشمنت بترسد، «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ»؛ دشمن از کار تو بترسد. مثال گفتیم با یک پارک ساختن دشمن می تواند بترسد.
۳-    یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا لَقیتُمْ فِئَهً فَاثْبُتُوا وَ اذْکُرُوا اللَّهَ کَثیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (۴۵/ انفال)
ای کسانی که ایمان آورده اید. وقتی با یک گروهی از دشمن روبه‌رو شدید: «إِذا لَقیتُمْ فِئَهً فَاثْبُتُوا»، ثبات قدم داشته باشید؛ هم رزم‌های حسن شاطری در جبهه زیاد بودند اما یک عده ای از آن‌ها چه نداشتند؟ «ثبات قدم». کنار حسن شاطری در جبهه های خودمان جنگیدند، هم اهل تلاش و هم در مقابله با دشمن بودند اما مشکلشان چه بود؟ ثبات قدم نداشتند. « فَاثْبُتُوا »، فکر کردند جنگ که تمام شد، جهاد هم تمام شد! در حالی که جهاد تمام شدنی نیست. شکلش عوض می شود اما هیچ وقت جهاد تمام نمی شود. بعضی ها انقلابی بودند اما انقلابی نماندند، مجاهد بودند اما مجاهد نماندند، و این تفاوت امثال حسن شاطری با افراد دیگر است. این که فقط دم از انقلاب بزنیم و دم از جهاد مهم نیست، این «انقلابی بودن» است که مهم است و قاعده هم همین است که هر چیزی را حفظ کردنش سخت تر از به دست آوردنش است، انقلاب کردن سخت بود اما انقلابی بودن سخت تر است. چرا؟ چون ثبات قدم می خواهد. استقامت می خواهد. استقامت است که آن وقت ملائکه نازل می شوند. چه می شود که یک عده کم می آورند؟ _ بحث مفصل است و من نمی توانم الان چون وقتم کم است فقط یک جمله از امام(رحمه‌الله‌علیه) بخوانم ایام چون نزدیک انتخابات هم هست برگشتن به گفتمان امام(رحمه‌الله‌علیه) به دردمان می‌خورد _ امام فرمودند: «بحث مبارزه و رفاه، بحث قیام و راحت طلبی، بحث دنیا خواهی و آخرت جویی دو مقوله ای است که هرگز با هم جمع نمی شوند». اگر می خواهی اهل مبارزه باشی، همین اهل جهادی که امشب گفتیم، اهل قیامی که هفته پیش گفتیم، این مبارزه و جهاد با رفاه و سرمایه طلبی جمع نمی شود. با راحت طلبی جمع نمی شود. مشکلی که اتفاق افتاد بعد از جنگ گرایش، مادی گرایی بود؛ این پیام قطع نامه امام است: «و تنها آن هایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند».
به عنوان حسن ختام هم این خاطره را از حضرت آقا نقل بکنم؛ ایشان در جلساتشان این را به نقل از آقای بهجت(رحمه‌الله‌علیه) فرمودند: مرحوم آقای بهجت(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) می‌فرمودند این دعا را زیاد بخوانید: «یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ‏ الْقُلُوبِ‏ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک‏»؛ این دعایی است که گفته اند در زمان غیبت زیاد بخوانید. بعد آقا می‌گویند که ممکن بود که یک اشکال مقدری وجود داشته باشد، آقای بهجت به آن هم جواب می دادند، آن اشکال چه بود؟ ممکن بود کسی بگوید که وقتی می گوییم « ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک » ما که دینمان درست است، منطقی است، مستحکم است، این برای طبقات پایین است، ما که اوضاعمان خوب است، ما که ایت الله العظمی هستیم، ما که اینقدر محاسن داریم، ما که خیلی برای انقلاب زحمت کشیده ایم، اینقدر زندان رفته ایم، اینقدر جنگیده ایم، آن طبقات پایین باید این دعا را بخوانند. بعد آقای بهجت به این هم جواب می داد، ایشان می فرمودند، در هر طبقه ای که دل انسان و ایمان انسان و دین داری انسان هست، تنزل از آن طبقه برگشت هست، در هر درجه ای که باشی یک پله که پایین تر بیایی یعنی تنزل کرده ای، « ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک » یعنی دین را در همان طبقه عالی نگه دار و تثبیت کن.
هدیه به ارواح مطهر همه شهدای در راه حق و جهت سلامتی و پیروزی همه مجاهدان که در همه جبهه های مقاومت مشغول جهاد هستند، در ایران و عراق و فلسطین و سوریه و لبنان و یمن صلوات بلندی ختم بفرمایید.

تصاویر

صوت

دریافت صوت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *