یعقوب را بگو که دو تا یوسفش به چاه ماندند در میانه ی گرگان یک سپاه فریاد مادرانه ای آید که: آه، آه دارد صدای اسب می آید ز قتلگاه

عبدالله بن حسن(ع) برادرزاده امام حسین(ع) بود که آوازه فداکاری جانانه اش در عصر عاشورا را" />

امانت دردانه برادر

یعقوب را بگو که دو تا یوسفش به چاه
ماندند در میانه ی گرگان یک سپاه
فریاد مادرانه ای آید که: آه، آه
دارد صدای اسب می آید ز قتلگاه

عبدالله بن حسن(ع) برادرزاده امام حسین(ع) بود که آوازه فداکاری جانانه اش در عصر عاشورا را کمتر کسی شنیده و به خلوص و مقامی که یک کودک ۱۱ ساله به آن رسیده است غبطه نخورده و شرمنده نشده است.
عبدالله ۱۱ ساله در زمان شهادت پدرش نوزادی بیش نبود و در واقع امام حسین(ع)  برای ایشان پدر بود. مادر عبدالله بن حسن در روایات افراد متفاوتی ذکر شده است. در رستاخیز عصر عاشورا امام حسین در وداع خود با اهل بیت دست رقیه و عبدالله را به دست عمه شان زینب(س) سپرد و سفارش کرد که نگذارد به میدان بیایند مدتی بعد که اسب خونین و تیر خورده امام به خیمه ها آمد حضرت زینب(س) طاقت نیاورد و به تل زینبیه رفت که با چنان صحنه ای مواجه گشت که از خود بی خود شد. عبدالله با دیدن آن وضع خود را از عمه اش جدا کرد و به سوی عمویش رفت و…
ابجر فرزند کعب با شمشیر سعی در یورش به امام حسین را داشت که عبدالله فریاد برآورد: ای پسر زن بدکاره، می‏خواهی عمویم را به قتل برسانی؟ ابجر با شمشیر نوجوان را مورد حمله قرار داد و با شمشیر دست او را قطع کرد به طوری که دستش از بدنش آویزان شد. عبدالله فریاد برآورد: ای عمو… ای پدر. امام حسین او را به آغوش کشید و فرمود: پسر برادرم، بر آنچه بر تو نازل گردیده صبر پیشه کن و آن را نیکو پندار و خداوند تو را به اجداد صالحت ملحق خواهد کرد. سپس دست خود را بالا برده و دعا نموده: پروردگارا… اگر آنان را که تاکنون مهلت داده‏ای گروه، گروه متفرق کن و همانند حیوانهای بیابانی سرگردان نما و فرمانروایان را از ایشان راضی مگردان، آنان ما را خواندند تا به ما یاری رسانند ولی بر ما تاختند و ما را به قتل رساندند.
بنا به قول خوارزمی عبدالله بن حسن علیهماالسلام جوانی مبارز بوده که جهاد کرده و چهارده نفر از دشمن را به هلاکت رسانیده و سپس به دست هانی بن ثبیت حضرمی به شهادت رسیده
راه حل این دو قول متفاوت این است که طبق نقل بعضی از تواریخ، حضرت امام حسین علیه‏السلام دو نفر از پسرانش عبدالله نام داشتند: عبدالله اکبر و عبدالله اصغر. و مرسوم هم بوده که پسوندها اکبر و اصغر استفاده می‏کردند. مثل علی اکبر و علی اصغر.
لذا آن عبدالله که دستش قطع شده و در آغوش حضرت به شهادت رسیده عبدالله اصغر نام داشته و آن که در میدان مبارزه کرده و شهید شده عبدالله اکبر بوده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *