بازخوانی تاریخی مذاکرات هسته ای در سالهای 82 تا 84[divider]

اولین جرقه

پس از سخنرانی بوش در مورد خطر هسته ای ایران در سال 2001 میلاد" />

روند عقب نشینی

بازخوانی تاریخی مذاکرات هسته ای در سالهای ۸۲ تا ۸۴[divider]

اولین جرقه

پس از سخنرانی بوش در مورد خطر هسته ای ایران در سال ۲۰۰۱ میلادی، گروهک منافقین با برگزاری یک کنفرانس مطبوعاتی، به ارائه گزارشاتی از فعالیت های هسته ای ایران پرداخت که با همکاری سرویس های جاسوسی اسرائیل به دست آمده بود.فاطمه حقیقت جو نماینده اصلاح طلب مجلس ششم، در سخنرانی خود در دانشگاه ماساچوست امریکا در این باره می گوید: “فعالیت های هسته ای ما محرمانه بود، اولین بار در دولت خاتمی بود که این فعالیت ها علنی شد. از آنجا که در فعالیت های هسته ای طبقه بندی خاصی وجود داشت، حتی رئیس جمهور هم از برخی موارد مطلع نبود، چه برسد به نمایندگان مجلس، اما مجلس ششم این را علنی اش کرد.” (تشویق حضار)188721_455

در حالی که در واکنش به علنی شدن بخشی از فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی ایران، دولت وقت ایران تصمیم گرفت تا سیاست ” آشکار سازی فعالیت هسته ای” را در پیش بگیرد، با حمله به برج های دوقلوی نیویورک در بیستم شهریور ۱۳۸۰ فضای بین المللی، بر اساس طراحی قبلی نو محافظه کاران امریکا، به سمت انتقام جویی امریکا از مسببین این حملات سوق داده شد، چنانکه جرج بوش در سخنان تهدید آمیزی، ایران را نیز یکی از “محورهای شرارت”در جهان معرفی کرد.این لحن تهدیدآمیز امریکا، البته برخی دولتمردان دولت وقت اصلاحات را نیز تحت تاثیر قرار داد چنانکه حسین موسویان، مذاکره کننده اسبق هسته ای ایران که در سال های بعد به جرم اقدام به اخلال در امنیت کشور، محکوم شد، در این‌باره می گوید: “بعد از حادثه یازده سپتامبر نیویورک، فضای امنیتی خیلی وحشتناکی به جهان حاکم شده بود، شعار اصلی دولت‌مردان امریکا جنگ بود.”

این رویکرد نسبت به سیاست های جدید دولت بوش، سبب شد تا در ایران، سیاست گزاران سیاست خارجی دولت اصلاحات، به امید در امان ماندن از تهدیدات دولت نومحافظه کار بوش، در قالب یک نامه تن به ارائه تعهدات و تضمین هایی به امریکا بدهند که به نامه ۲۰۰۳ صادق خرازی معروف شد. در این نامه  تحقیرآمیز که برای اولین بار توسط رجانیوز منتشر شد، دولت اصلاحات به امریکا تضمین داده است؛

  • در برنامه هسته ای شفافیت لازم را داشته باشد و برای اثبات صلح آمیز بودن برنامه  هایش با آژانس همکاری کند.
  • در مقابله با گروه های تروریستی همچون القاعده با امریکا همکاری کامل و تبادل اطلاعات داشته باشد.
  • در عراق با استفاده از نفوذ سیاسی خود در جهت تثبیت نهادهای دموکراتیک در این کشور همکاری کند.
  • حمایت مادی از گروه های مخالف فلسطینی را متوقف کرده و برای توقف کشتار غیرنظامیان توسط این گروه ها در داخل مرزهای ۱۹۶۷ آنها را تحت فشار قرار دهد.
  • انجام هرگونه اقدام لازم برای خلع سلاح حزب الله لبنان و تلاش برای تبدیل آن به یک گروه صرفا سیاسی- اجتماعی در لبنان
  • پذیرش راه حل دو کشور (فلسطین و اسرائیل)

و البته در مقابل همه تضمینات استراتژیک دولت اصلاحات به دولت امریکا، این دولت نیز باید متعهد شود:

  • برای تغییر رژیم در ایران تلاش نکند.
  • مجاهدین خلق را تحت پیگرد قرار دهد.
  • همه تحریم ها علیه ایران را لغو کند.
  • حق ایران در دستیابی به فناوری های صلح آمیز هسته ای، زیستی و شیمیایی را به رسمیت بشناسد.
  • منافع امنیتی ایران در منطقه را به رسمیت بشناسد.

اما این نامه که به سفیر سوییس در تهران تحویل داده شده بود، به جهت اعلام آمادگی تهران برای از دست دادن اکثر منابع قدرت خود در برابر خواسته های ابتدایی، آنچنان غیر قابل باور به نظر آمد که با تردید طرف امریکایی مواجه شده و از سوی امریکا پذیرفته نشد، در عوض امریکا، اعضای اتحادیه اروپا به همراه البرادعی را برای افزایش فشار به ایران فرستاد.

نشست سعدآباد

در این مسیر در ۱۵ مردادماه سال ۸۲ وزیر خارجه انگلیس به ایران نامه می نویسد که فعالیت های هسته ای تعلیق شود و در این بین رئیس جمهور وقت دیداری با البرادعی داشت که پروتکل الحاقی را می پذیریم و در سوم شهریور ایران رسما اعلام آمادگی برای مذاکره در خصوص پروتکل الحاقی می کند. بعد از این اتفاق سه کشور اروپایی بانی تصویب قطع نامه بر علیه ایران می شوند و می خواهند که پروتکل الحاقی توسط ایران پذیرفته و همه فعالیت های هسته ای تعلیق شود. بعد از مدتی سه کشور اروپایی وارد تهران می شوند که خروجی آن جلسه در مهر ۸۲ و تلاش و هدف ایران شامل دو محور بود که اولین هدف این بود که پرونده هسته ای به شورای امنیت نرود و دوم اینکه اگر نظام قطع نامه شورای حکام را پذیرفت ابعاد تعلیق محدود شود و روند گازدهی به سانترفیوژها متوقف نشود. تیم مذاکره کننده ایران در آن زمان عبارت بودند از آقایان موسویان(مذاکره کننده ارشد)،ظریف، ناصری، زمانی نیا، البرزی، صالحی،سعیدی، تخت روانچی و ماجدی.

در حالی که تروئیکای اروپایی به گفته “جان سوارز” نماینده انگلیس در این مذاکرات با هدف تعلیق همه فعالیت های هسته ای ایران وارد تهران شد، تهدید یوشکا فیشر در مقابل مقاومت تیم مذاکره کننده هسته ای برای تعلیق فعالیت های هسته ای، سبب تغییر مسیر مذاکرات در سعدآباد شد چنانکه سید محمد خاتمی در این باره می گوید:” گفتیم حالا که شما به توافق نمی رسید همه چیز را واگذار کنیم به تفسیری که آژانس از تعلیق ارائه می کند.”
حسین موسویان نیز از دیدار خصوصی البرادعی و روحانی در این زمینه می گوید: “آقای روحانی از البرادعی سوال کرد منظور از تعلیقی که شما می گویید چیست؟ البرادعی در پاسخ به روحانی گفت: فقط مواد به سانتریفیوژها تزریق نشود.” این درحالی بود که آژانس در تعریفی که به صورت کتبی ارائه کرد، معنای تعلیق را بسیار گسترده تر و در حد تعطیلی فعالیت های تحقیقاتی قرار داده بود.سید محمد خاتمی در واکنش به این اقدام البرادعی تنها به “غیر اخلاقی بودن” این اقدام اشاره می کند حال آنکه نتیجه این نشست، حرکت به سمت پذیرش تعلیق کامل فعالیت های هسته ای ایران بود. این درحالی بود که تونی بلر طی سخنانی در جمع سربازان انگلیسی در بصره با اشاره به نشست سعدآباد از نتیجه بخش بودن تهدید ایران اینگونه یاد کرد که ” ما میوه پیروزی در عراق را در سعدآباد چیدیم!” اما این تصمیمات در حالی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی اتخاذ می شد که در سوی دیگر، دانشجویان با ترتیب دادن تجمعات اعتراضی در مقابل سعدآباد و زنجیره های انسانی در مقابل مراکز هسته ای ایران، آشکارا با اقدامات تیم هسته ای ایران به مخالفت برخواسته و خواستار احقاق حقوق هسته ای ایران شدند.

با این حال، فاطمه حقیقت جو از مخالفت اکثریت اصلاح طلبان مجلس ششم با تداوم فعالیت های هسته ای خبر می دهد. وی اینگونه استدلال می کند: “اصلاح طلبان معتقد بودند که چون در نهایت تحت تاثیر فشارهای بین المللی ناچار هستیم که کوتاه بیاییم! بهتر این است که ابتدا با کسب امتیازهای قابل توجهی که به نفع توسعه همه جانبه کشور می شود، داوطلبانه این فعالیت ها را تعلیق کنیم.” این در حالی بود که بهزاد نبوی در آخرین روزهای عمر مجلس ششم در یکی از معدود طرح های سه فوریتی تاریخ مجلس شورای اسلامی، درصدد برآمد۳ فوریت طرحی را با موضوع پذیرش پروتکل الحاقی از جانب جمهوری اسلامی ایران به تصویب مجلس اصلاح طلب ششم برساند. همزمان با مخالفت های مردمی و دانشجویی با روند پیگیری پرونده هسته ای، انتخابات مجلس هفتم سبب شد تا با حضور اکثریت اصولگرا در این مجلس فشار برای تغییرات جدی در نحوه پیگری پرونده هسته ای شدت بگیرد.در این باره ظریف یکی از اصلی ترین دیپلمات های نزدیک به اصلاح طلبان در وزارت امور خارجه و یکی از اعضای اصلی حلقه موسوم به نیویورکی‌ها در این وزارتخانه در مذاکرات محرمانه ای که با البرادعی دارد در پاسخ به درخواست البرادعی برای پذیرش تعلیق اینگونه پاسخ می دهد: “مشکلی که ما داریم، این است که هم اروپا و هم مذاکره کنندگان ایرانی اعتبار خود را در ایران از دست داده اند. الان مشکل اعتمادسازی نیست بکله مسئله، مشکل داخلی از طرف ماست. ما اعتبارمان را داخل کشورمان از دست داده ایم.”

اما فشار مردمی در کنار فشار غرب باعث شد تا دولت اصلاحات با انتقادات جدی در ایران مواجه شود. این موضوع را جک استراو، وزیر امور خارجه وقت انگلیس از قول سید محمد خاتمی اینگونه می گوید: “به خاتمی گفتم که شما بر روی موشک شهاب به انگلیسی نوشته اید مرگ بر امریکا و این نگران کننده است. خاتمی با خنده به من نگاهی کرد و گفت: ولی برای من آرامش بخش است، چون قبلا می نوشتند مرگ بر خاتمی. اشاره خوبی بود چون راهی را که به سمت غرب طی می کرد، با اشکال تراشی های نیروهای محافظه کار در ایران همراه بود.”

سیاست هویج و چماق و به ثمر رسیدن توافق پاریس

جرج بوش برای متقاعد کردن ایران به تعلیق کامل فعالیت های هسته ای، با روی آوردن به سیاست تهدید نظامی ایران، تلاش کرد ایران را تحت فشار قرار دهد هرچند که مردم ایران در راهپیمایی تاریخی ۲۲ بهمن از حق هسته ای ایران دفاع کردند، و در حالی که اروپا در تلاش بود تا حداقلی از مشوق ها را به ایران ارائه کند، امریکا حتی ارائه این مشوق ها از جانب اروپا را نیز منوط به توقف کامل فعالیت های هسته ای ایران کرد و در این شرایط تیم مذاکره کننده ایرانی نیز به پاریس رفته و در آبان سال ۸۳ تعلیق کامل فعالیت های هسته ای حتی در حد فرآوری و تحقیقات را نیز پذیرفت. البته در این شرایط، تیم مذاکره کننده تلاش کرد تا اجازه فعالیت حداقل بیست سانتریفیوژ را که با فناوری داخلی ساخته شده بود، از تروئیکای اروپایی کسب کند؛ درخواستی که جک استراو، واکنش به آن را اینگونه تشریح می کند: “سوار قطار بودم که گفتند خرازی می خواهد تلفنی با من صحبت کند. به او گفتم باید بعداً تماس بگیرد چون در حال حاضر در قطار هستم… من به او گفتم که توافقنامه امضا شده و تغییر در آن تقریباً غیر ممکن است.”

وعیدی مذاکره کننده سابق هسته‌ای در این رابطه می گوید: آنها می خواستند تعلیق توسط حکومتی که ادعای استقلال داشت به دست همان حکومت صورت پذیرد، این یکی از استراتژی ها برای تضعیف جمهوری اسلامی بود.

در مذاکرات پاریس قرار شد ایران به آژانس تضمین عینی – OBJECTIVE GAURANTEE- بدهد که در پی تولید سلاح هسته ای نیست و در مقابل آژانس نیز به ایران تضمین قطعی -FIRM GAURANTEE- بدهد که پرونده کشورمان را از دستور کار شورای حکام خارج کرده و به روال عادی بازگرداند. در نتیجه ایران تمامی فعالیت های هسته ای خود را به صورت داوطلبانه به حالت تعلیق درآورده و پروتکل الحاقی را نیز بدون تصویب مجلس به طور موقت و داوطلبانه پذیرفت.

مذاکرات لندن

۳ ماه بعد در اجلاس لندن که قرار بود در آن تضمین های دو جانبه ارائه شود، وزرای خارجه تروئیکای اروپا- انگلیس، فرانسه و آلمان- اعلام کردند تنها تضمین عینی مورد قبول آنها دست کشیدن جمهوری اسلامی ایران از فعالیت هسته ای است وضمن نقض قرار، «الگوی لیبی» را پیشنهاد کردند.لازم به ذکر است لیبی تجهیزات هسته ای خود را در یک کشتی قرار داده و تحویل آمریکا داده بود!!!

این اتفاقات که با ماه‌های آخر فعالیت دولت سید محمد خاتمی همزمان بود، کار را به جایی رساند که رهبر معظم انقلاب مستقیماً وارد موضوع شدند. ایشان در جمع دانشجویان دانشگاه های یزد در دیماه ۸۶ در این باره فرمودند:

«البته این فرایند به ملت ایران و افکار عمومی جهان نشان داد که وعده های غرب توخالی است چرا که تعلیق موقت و داوطلبانه ایران ، با سوءاستفاده دشمنان در حال تبدیل شدن به حذف فعالیتهای هسته ای در کشور بود که بنده همان موقع هم تأکید کردم اگر روند مطالبه پی در پی طرفهای هسته ای ادامه یابد وارد میدان می شوم همین کار را هم کردم. بنده گفتم که بایستی این روند عقب نشینی متوقف شود و تبدیل شود به روند پیشروی و اولین قدمش هم باید در همان دولتی انجام بگیرد که این عقب نشینی در آن دولت انجام گرفته بود و همین کار هم شد.»

آقازاده رئیس سابق سازمان انرژی اتمی نیز در بازگو کردن آن برهه تاریخی می گوید: “فناوری هسته ای در کشور مدیون کسی جز آقای خامنه ای نیست. در آن مقطع تاریخی اگر شخص ایشان ایستادگی نمی کرد، امروز هیچ چیزی نداشتیم.”

منتشر شده در انس باولی شماره ۵۶ – ویژه نامه مذاکرات

[Google]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *