بسمه تعالی

خط قرمز، آن مواردی است که کوتاه آمدن از آن به هیچ وجه جایز نیست و هر توافقی که آنها را تأمین نکند، از پیش رد شده است. اما تاکنون برای هیچ تیم مذاکراتی ای از طرف حضرت آقا،

حمایتی دلواپسانه

بسمه تعالی

خط قرمز، آن مواردی است که کوتاه آمدن از آن به هیچ وجه جایز نیست و هر توافقی که آنها را تأمین نکند، از پیش رد شده است. اما تاکنون برای هیچ تیم مذاکراتی ای از طرف حضرت آقا، خط قرمز تعیین نشده بود! آن هم چه خطوط قرمزی:

۱-     «حرکت علمی هسته ای، به هیچ وجه نباید متوقف و یا حتی کند شود.

۲-     مذاکره کنندگان ایران، باید بر ادامه تحقیق و توسعه و پیشرفت هسته ای پافشاری کنند.

۳-     کسی حق معامله بر روی دستاوردهای هسته ای را ندارد.

۴-     مسئولان باید در مورد دستاوردهای هسته‌ای تعصب داشته باشند.

۵-     مذاکره کنندگان کشورمان نباید هیچ حرف زوری را از طرف مقابل قبول کنند.

۶-      روابط آژانس بین المللی انرژی اتمی با ایران نیز باید روابط متعارف و غیرفوق العاده باشد.۲۰/۱/۹۳»

خط قرمز اول که دیگر برای دولت باسوادها، گفتن ندارد! آیا استفاده از لفظ«پافشاری بر پیشرفت» در مقابل «کوتاه آمدن» نیست؟! موارد  ۳تا۶ را هم که هر کودکی –که البته فقط کمی توسری خور نباشد- می داند که باید رعایت کند.

اصلا بیان خطوط قرمز، آن هم در عموم مردم چه دلیلی میتواند داشته باشد؛ اگر نسبت به رعایت آنها از طرف دولت، نگرانی ای وجود نداشته باشد! اگر تیمی خوش سابقه(!) و متوجه منافع ملی با اتکاء به ساخت درونی نظام داشته باشیم!

آیا بیان خطوط قرمز، به معنی جلوگیری از عقب نشینی تیم مذاکراتی نیست! کما اینکه هم در توافقنامه ژنوِ ۶ماه پیش و هم بسته پیشنهادی ای که اکنون دیپلمات‌های غربی (مانند وندی شرمن) از آن خبر داده اند، تیم مذاکره‌کننده کشورمان از این خطوط قرمز عدول کرده است!!!

دیگر اعلام عمومی عدد دقیق ۱۹۰ هزار سو، در حفظ ظرفیت غنی‌سازی -آن هم پس از آن‌که این خط قرمز بارها به صورت خصوصی به تیم مذاکره‌کننده اعلام و ابلاغ شده بود- چه معنایی دارد؟! رهبری که به فرموده خودشان، بنایشان بر عدم ورود به جزئیات مذاکرات هسته ای است.

بیان اعداد و ارقام در موضوعی فنی و مشخص کردن حد و مرزهای مذاکرات هسته‌ای با واحد فنی سو (SWU) از جانب رهبر انقلاب –که معمولاً در جلسات عمومی و در مسائل مختلف، سیاست‌های کلان و راهبردهای اساسی را بیان می‌دارند-، برای مخاطبانی که با مشی رهبری آشنایی دارند، امری عجیب و غیرمعمول به نظر می‌رسد؛ اما برای کسانی که مذاکرات هسته‌ای را از نزدیک دنبال می‌کنند و از بسته پیشنهادی تیم مذاکره‌کننده کشورمان به ۱+۵ و کوتاه آمدن‌های آن‌ها از خطوط قرمز نظام –و در واقع منافع ملت- مطلع هستند، امری معنادار و بسیار مهم تلقی می‌شود که مذاکرات هسته‌ای را وارد فاز جدیدی کرد، و مانعی بزرگ در مسیر تحمیل توافقی ضعیف و ناقض منافع ملت و البته فتح‌الفتوح نشان دادن آن -با لفاظی‌های خلافِ واقع- ایجاد نمود.

بگذریم از اینکه آقای ظریف در آخرین اظهار نظراتشان از وین، خود را بعنوان داورِ بی طرف دعوا قلمداد کرده، و فرموده اند:«اگر طرفین به جای تعیین خطوط قرمز باهم تلاش کنند به نتیجه می رسیم».گویا جناب ظریف در میانه ی میدان ایستاده و دارد به دو طرف که در مذاکرات بر خطوط قرمز تاکید می کنند، نصیحت می کند. (و شاید اگر رویش می شد؛ از لفظ «تندروهای دو طرف» هم استفاده می کرد!!)

یک جوانمرد پیدا نمی شود بگوید، حالا که تیم آمریکایی بیست نفره وارد مذاکرات می شوند و متن توافقنامه ها را از چند ماه قبل با کارشناسی ۴۰۰ نفر، به امضای اوباما می رسانند؛ لااقل شما هم اجازه دهید یک نفر بعنوان نماینده ایران به مذاکرات برود! نه فقط سه نفر داور!! نه اینکه رهبرمان مجبور شود، به تنهایی جلوی زیاده خواهی های شیطان بزرگ را بگیرد و البته جلوی کوتاه آمدن های پیاپی شما جهت اعتمادسازی را هم !!

این بی طرف نمایی ها، ما را به یاد رفتار نخبگانی بی بصیرت، در فتنه ۸۸ می اندازد… همانهایی که دعوا را بین دو طرف داخلی تلقی کرده و با خود قاضی پنداری، سعی در آرام کردن وضعیت و نشان دادن خود بعنوان صلح کل داشتند….

مظلوم، اما رهبری است که مجبور است از فرزندان خود-ولو ضعیف و مشتاق غرب باشند- حمایت کند تا نکند، ضرر بزرگتری به نظام وارد شود؛ حمایتی که از کلکسیون جناب خاتمی هم می شد، حمایتی که امام هم از بنی صدر، کم نکرد…

مظلوم سید علی….

[divider]

منتشر شده در انس باولی شماره ۵۶ – ویژه نامه مذاکرات

[Google]

2 دیدگاه در“حمایتی دلواپسانه

  • تیر ۳۰, ۱۳۹۳ در t ۰۶:۱۵
    پیوند یکتا

    البته به نظرم بیان دقیق تعداد سانتریفیوژها توسط رهبری خط قرمز دقیقی محسوب نمی شود، زیرا این تعداد در واقع تامین کنند نیاز ما در آینده است و نه جال، پس می توان توافقی امضا نمود که در حال حاضر با تعداد کمتری ساتریفیوژ شروع کرده و طی سال های متمادی به تعداد آنها افزود، بنابراین نباید نسبت به مشخص شدن دقیق آن و آوردن این رقم در توافق نامه حساس باشیم بلکه باید در بطن توافق این موضوع رعایت شود.

    پاسخ دادن
  • تیر ۳۰, ۱۳۹۳ در t ۲۰:۰۴
    پیوند یکتا

    به نظرم بحث سر این نیست که ما ۱۹۰ هزار سو رو کی احتیاج داریم.نکته ی مهمی که آقا هم تو سخنرانیشون گفتن- همین سخنرانی که آقا ۱۹۰ هزار سو رو اعلام کردن- این هست که طرف مقابل به مرگ گرفته که ما به تب راضی بشیم!
    یعنی اونها عدد خیلی کمتری رو گفتن که ما مجبور شیم در حدودهای اون عدد چانه زنی کنیم.

    “طرف مقابل به مرگ گرفته که به تب راضی بشوید. هدف آنها این است که جمهوری اسلامی را در باب ظرفیّت غنی‌سازی مثلاً – که یکی از مسائل است – به ده هزار سو راضی کنند، منتها از پانصد سو و هزار سو شروع کرده‌اند، که حدود ده هزار سو مثلاً محصول حدود ده هزار سانتریفیوژ – همین قدیمی‌هایی که از قبل داشتیم و داریم – است. هدف آنها این است. مسئولین ما میگویند ما به ۱۹۰۰۰۰ سو احتیاج داریم. ممکن است این نیاز مال امسال و دو سال دیگر و پنج سال دیگر نباشد، امّا این نیاز قطعی کشور است، خب، باید نیاز کشور تأمین بشود.”

    ضمن اینکه به نظرم اگر ما الان به تعداد کمتری رضایت بدیم و بخایم بعدا تعداد رو زیاد کنیم خیلی سخت هست چون در اینصورت دشمن دست بالا رو داره!

    پاسخ دادن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *