تاملی در باب اهمیت حفظ زبان فارسی " این مقاله در نشریه انس باولی شماره 53 به چاپ رسیده است. مشاهده "

من نگران زبان فارسی ام

تاملی در باب اهمیت حفظ زبان فارسی
” این مقاله در نشریه انس باولی شماره ۵۳ به چاپ رسیده است. مشاهده “


۱ـ هویت‌ به‌ معنی‌ “چه‌ کسی‌ بودن‌” است‌ و در قالب فردی و ملّی قابل تعریف است.

هویت در واقع، پاسخ‌گویی آگاهانه­ی هر فرد یا ملت به پرسش­هایی از چیستی و کیستی خویش است. از گذشته و این­که چه کسی بوده و متعلق به کدام گروه قومی، ملی، مذهبی و نژادی است؟ دارای چه فرهنگ و تمدنی بوده و امروز صاحب چه جایگاه و منزلت فرهنگی، سیاسی و اقتصادی است؟

به تعبیر دیگر، هویت، مجموعه خصایل و مشخصاتی است که “ما” را از “دیگران” مشخّص و متمایز می‌سازد.

«هر مجموعه‌ی انسانی به یک هویت جمعی احتیاج دارد و باید احساس اجتماع و بستگی و هویت جمعی کند.» «آنچه مهم است، حفظ هویت جمعیِ یک ملت یا یک مجموعه‌ی انسانی است.»

۲ـ ریشه­های تاریخی، مذهبی، ادبی، زبانی و قومی بر هویت فرد تأثیر گذار بوده و او را می­تواند سرخورده یا سرافراز سازد.

اگر گذشته و تاریخ و ادبیات و زبان و قومیت از یک فرد گرفته شود او دیگر هیچ چیز با ارزشی نخواهد داشت تا به آن ببالد و اگر اینچنین شد زمینه­های پذیرش فرهنگ­های دیگر را خواهد یافت.

۳ـ “زبان” یکی از ارکان مهمّ هویت ملّی است. به همین دلیل قدرت­های غربی در تهاجم به فرهنگ­های مختلف، همزمان دو موضوع را دنبال می­کنند:

۱) از بین بردن زبان رقیب.

۲) تحمیل ارزش­های مورد نظر خود از طریق گسترش زبان­های خود.

به عنوان مثال : «هر جا انگلیس‌ها وارد شدند، زبان مردم بومی را تبدیل کردند به انگلیسی؛ اگر زبان رقیبی وجود داشت، آن را از بین بردند. در شبه‌قاره‌ی هند، زبان فارسی چند قرن زبان رسمی بود؛ تمام نوشتجات، مکاتبات دستگاه‌های حکومتی، دولتی، مردم، دانشوران، مدارس عمده، شخصیتهای برجسته، با زبان فارسی انجام می­گرفت. انگلیس‌ها آمدند زبان فارسی را با زور در هند ممنوع کردند، زبان انگلیسی را رائج کردند. شبه‌قاره‌ی هند که یکی از کانون­های زبان فارسی بوده، امروز در آنجا زبان فارسی غریب است؛ اما زبان انگلیسی، زبان دیوانی است؛ مکاتبات دولتی با انگلیسی است، حرف زدن غالب نخبگانشان با انگلیسی است – باید انگلیسی حرف بزنند – این تحمیل شده. در همه‌ی کشورهائی که انگلیس‌ها در دوران استعمار در آنجا حضور داشتند، این اتفاق افتاده است؛ تحمیل شده است.»

۴ـ با توجه به این نکته که : هر زبانی «طبیعی است که با خود فرهنگی را حمل می‌کند» ؛ ما دچار دو اشکال اساسی شده­ایم:

۱) «باید اعتراف کنیم که در کار زبان فارسی تقصیر شده است.» زبان فارسی آن رشدی را که باید در دنیا پیدا می­کرد، پیدا نکرد. در صورتی­که زبان فارسی، فرهنگ غنی‌ای را که عمدتاً هم فرهنگ اسلامی است، با خودش می‌برده است؛ «یعنی اسلام در این منطقه‌ی شرق عالم، از شبه قاره گرفته تا چین و تا هر جای دیگر که رفته، با زبان فارسی رفته است.»

«زبان فارسی توانسته است در ایران، بیشترین تلاش را برای گسترش و تحکیم اسلام انجام دهد. اسلام، به زبان عربی وارد ایران شد؛ امّا به زبان فارسی ترویج پیدا کرد و در طول قرن­های متمادی بیشترین معارف اسلامی و سخنان حکمت آموز به وسیله ایرانیان فارسی زبان در میان ملّت­ها انتشار یافت، بنابراین زبان فارسی در این بخش از جهان از حقوق واضحی در جهت گسترش اسلام و فرهنگ و تمدّن بشری برخوردار است … اکنون زبان فارسی بهترین حامل و رسانه برای معارف، افکار، نوآوری و تمدّن عمیق اسلامی محسوب می‌شود و بر این اساس وظیفه ما در قبال زبان فارسی بسیار سنگین است.»

۲) ترویج زبان بیگانه به دست خودمان : «ما به کودکان دبستانی، از کلاس اول – یا حتّی پیش‌دبستانی – زبان انگلیسی یاد بدهیم؛ چرا؟ وقتی بزرگ شدند، هر کس نیاز دارد، می‌رود زبان انگلیسی را یاد می‌گیرد. چقدر دولت انگلیس و دولت امریکا باید پول خرج کنند تا بتوانند این‌طور آسان زبان خودشان را در میان یک ملت بیگانه ترویج کنند؟ ما برای ترویج زبان فارسی چقدر در دنیا مشکل داریم؟ خانه‌ی فرهنگ ما را می‌بندند، عنصر فرهنگی ما را ترور می‌کنند، ده جور مانع در مقابل رایزنی‌های فرهنگی ما درست می‌کنند؛ چرا؟ چون در آن‌جا زبان فارسی یاد می‌دهیم. ولی ما بیاییم به دست خود، مفت و مجانی، به نفع صاحبان این زبان – که مایه‌ی انتقال فرهنگ آنهاست – این کار را انجام دهیم!»

«الان آموزش زبان انگلیسی خیلی رواج پیدا کرده، آموزشگاه‌های فراوانی به‌وجود می‌آورند. خب، مراکز آموزش هست؛ همه‌ی کتابهای آموزش که خیلی هم با شیوه‌های جدید و خوبی این کتابهای آموزش زبان انگلیسی تدوین شده، منتقل‌کننده‌ی سبک زندگی غربی است، سبک زندگی انگلیسی است. خب این نوجوان ما و جوان ما که این را می­خواند، فقط زبان یاد نمی­گیرد؛ حتی ممکن است آن زبان یادش برود، اما آنچه بیشتر در او اثر می­گذارد آن تأثیری است که بر اثر خواندن این کتاب از سبک زندگی غربی در وجود او به‌وجود می‌آید؛ این از بین نمی‌رود.»

۵ـ چند آسیب جدی در رفتارهای خودمان:

۱) ننگ آمدن از بکار نبردن کلمات فرنگی و بکار بردن کلمات فارسی یا عربی.

۲) نوشتن اسم فارسی با خط لاتین. («خب چرا؟ چه کسی می­خواهد از این استفاده کند؟ آن کسی که زبانش فارسی است یا آن کسی که زبانش خارجی است؟»)

۳) نوشتن اسم­های فرنگی روی محصولات تولید شده‌ی داخل ایران. («چه داعی داریم ما این کار را بکنیم؟ بله، یک‌وقت شما یک محصول صادراتی دارید، آنجا در کنار زبان فارسی – فارسی هم باید باشد البته؛ هرگز نبایستی از روی محصولات ما زبان فارسی برداشته بشود – البته زبان خارجی هم به آن کشورهایی که خواهد رفت، اگر زبان دیگری دارند نوشته بشود، اما محصولی در داخل تولید می­شود، در داخل مصرف می­شود، چه لزومی دارد؟»)

۴) نوشتن تعبیرات فرنگی در اجناس و جاهای مختلف؛ مثلا روی کیف بچه‌های دبستانی و روی اسباب بازی‌ها یا نام شرکت و نام مغازه!

۵) «الان شما در ایران سوار هواپیما می‌شوید و می‌بینید کسی که در برج مراقبت هست و یک ایرانی است، با این خلبان که او نیز یک ایرانی است، حتماً انگلیسی حرف می‌زند! بنده گفتم در آن هواپیمایی که من سوار می‌شوم، این کار ممنوع است! چرا فارسی حرف نمی‌زنند؟! آخر یک وقت هست که شما با یک برج بیگانه – که او مثلاً چینی است و شما فارس هستید و زبان یکدیگر را نمی‌دانید – از زبان مشترک انگلیسی استفاده می‌کنید؛ اما بنده مثلاً به مشهد که می‌روم، به چه مناسبت شما انگلیسی حرف می‌زنید؟!»

۶ـ غیر از نهادهای مسئولی مانند «شورای عالی انقلاب فرهنگی» ، «صدا و سیما» و «فرهنگستان زبان و ادب فارسی»، ما هم به عنوان مردم وظایفی در قبال زبان فارسی داریم:

ـ استفاده از لغات معادل در زبان فارسی؛ مانند رایانه، پیامک و …

ـ عدم خرید تولیدات داخلی که بر روی آن­ها عنوان غیر فارسی درج شده است.

ـ استفاده از متن فارسی در انتقال پیامک­ها (که الحمدلله تا حدود زیادی اتفاق افتاده است.)

ـ تذکر (امر به معروف) به صاحبان شرکت، مغازه و … که از عناوین خارجی برای نام خود استفاده می­کنند.

——————–

۱ـ تمام عبارات نقل قول («…») عیناً در بیانات امام خامنه‌ای ذکر شده است.

۲ـ در این نوشته از بیانات امام خامنه­ای در دیدارهای زیر استفاده شده است:

دیدار اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی (۲۷/۱۱/۱۳۷۰) ـ دیدار اعضای دومین مجمع بین‌‌المللی زبان فارسی (۱۲/۱۲/۱۳۷۲) ـ دیدار جوانان استان اصفهان (۱۲/۸/۱۳۸۰) ـ دیدار جمعی از معلّمان استان کرمان (۱۲/۲/۱۳۸۴) ـ اجتماع مردم پاوه (۲۵/۷/۱۳۹۰) ـ دیدار جوانان استان خراسان شمالی‌ (۲۳/۷/۱۳۹۱) ـ دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی (۱۹/۹/۱۳۹۲)

[author image=”http://www.yaran.info/wp-content/uploads/2013/11/moharam92-07-2-150×150.jpg” ]حجت الاسلام حسین قاسمی –
مسئول محترم گروه [/author]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *