طرح «أمیری حُسَیْنٌ وَ نِعْم الاَمیرُ»

السلام علیک یا اباعبدالله…

«این حسین کیست که تغییر دهد معنا را…»

تا دیده ایم برده ها در آرزوی آزادی از خدمت،
خادمان مشتاق رهایی از ارباب و
نوکران در جستجوی خلاصی از وظایف…
اما خیمه ای هست؛
که قدری تفاوت می کند…
پشت در آزادها اشک می ریزند برای بردگی؛
رهاشدگان التماس می کنند برای اسارت و
خادمان آرزومند وظایف…
خیمه پدر بندگی؛ اباعبدالله…
حال از میان این همه داوطلب؛

«تا یار که را خواهد و میلش به که افتد…»

حسین از کرم انتخابم کند
غلام غلامش خطابم کند
گدای در خود حسابم کند
بهشتم برد یا عذابم کند
به عشقش اسیرم اسیرم اسیر

أمیری حُسَیْنٌ وَ نِعْم الاَمیرُ

بعضی امور کهنه شدنی نیست؛ مثل نوکری ارباب…
به لطف خداوند، امسال نیز بستری فراهم آمده تا در صورت توفیق ما نیز جزء خادمان حضرت سیدالشهداء علیه السلام باشیم. به تأسی از شعار جناب عمرو بن جناده الانصاری، نوجوان شهید در کربلا، نام طرح را «اَمیری حُسَیْنٌ وَ نِعْم الاَمیرُ» قرار داده ایم.
در صورت تمایل به خادمی در هیئت یاران خمینی رحمه الله، شعار زیبای «أمیری حُسَیْنٌ وَ نِعْم الاَمیرُ» را به همراه نام و نام خانوادگی خود، تا دوشنبه ۹۳/۷/۲۸ به شماره ۰۹۱۹۵۱۵۷۰۲۱ ارسال نمایید.

[Google]

2 دیدگاه در“طرح «أمیری حُسَیْنٌ وَ نِعْم الاَمیرُ»

  • ۱۳۹۳/۰۸/۱ در۱۷:۰۷
    پیوند یکتا

    به قلاده ی نفس گشتم اسیر
    شدم زار و شرمنده و سر به زیر
    تهی دستم و بی نوا و فقیر
    مرا کس نخواند ذلیل و حقیر
    مقامم بود بس بزرگ و خطیر

    امیری حسین و نعم الامیر

    حسین از کرم انتخابم کند
    غلام غلامش خطابم کند
    گدای در خود حسابم کند
    بهشتم برد یا عذابم کند
    به عشقش اسیرم اسیرم اسیر

    امیری حسین و نعم الامیر

    خیالش ز من دل ربائی کند
    غمش در دلم خود نمائی کند
    نوایش مرا نینوائی کند
    بلایش مرا کربلائی کند
    بدانند خلق از صغیر و کبیر

    امیری حسین و نعم الامیر

    منم عار او او بود یار من
    ز لطف و کرامت خریدار من
    نبودم که او بوده دلدار من
    غمش شد انیس دل زار من
    از آن دم که مادر مرا داده شیر

    امیری حسین و نعم الامیر

    اگر چه گنهکار و آلوده ام
    به خاک مزارش جبین سوده ام
    دمی بی ولایش نیاسوده ام
    گرفتار و دلداده اش بوده ام
    از آندم که آب و گلم شد خمیر

    امیری حسین و نعم الامیر

    ز خون جگر پاک پاکم کنید
    سپس عاشق سینه چاکم کنید
    به تیغ محبت هلاکم کنید
    به صحن اباالفضل خاکم کنید
    که خاکم دهد بوی مشک و عبیر
    امیری حسین و نعم الامیر

    به زخم جبین پیمبر قسم
    به رخسار خونین حیدر قسم
    به محسن به زهرای اطهر قسم
    به سبطین و عباس و اکبر قسم
    به هفتاد و دو عاشق بی نظیر

    امیری حسین و نعم الامیر

    دریغا که شد خاک صحرا کفن
    بر آن کشته ی پاره پاره بدن
    تنش پاره پاره تر از پیرهن
    سرش نوک نی با خدا هم سخن
    نگاهش سر نی به طفلی صغیر
    امیری حسین و نعم الامیر

    به سردار بی لشکر کربلا
    به سرهای لب تشنه از تن جدا
    به قرآن زیر سم اسب ها
    به خونی که شد خون بهایش خدا
    به جسمی که پیچیده شد در حصیر

    امیری حسین و نعم الامیر

    به هر کوی و هر بزم و هر انجمن
    سرم خاک پای حسین و حسن
    پدر در دو گوشم سرود این سخن
    که ای نازنین طفل دلبند من
    “حسینی بمان و حسینی بمیر”

    امیری حسین و نعم الامیر

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *