انقلاب معیشتی یا فرهنگی؟

عجیب نیست که چرا دکترِ روحانی، میان دو ارزش «قدرت و ثروت» یا دو آرمان «اقتدار سیاسی و رفاه اقتصادی» بیشتر به ثروت و رفاه اقتصادی میل دارد. آرمانگراییشان ما را کشته که آرمان اینها اما رفاه، معیشت و اقتصاد است. تجلی کامل این نگاه که در آن قدرت و اقتدار خرج رفاه و ثروت می‌شود؛ در نسبت سیاست خارجی بعنوان نماد اقتدار سیاسی کشور و اقتصاد بعنوان نماد رفاه مادی آن خودش را نشان می دهد…[divider]

برای اساتید انقلابی جامعه شناسی، هنوز هم سخت است تحلیل انقلاب اسلامی! چه رسد به سکولارانی که با تطبیق انقلاب امام با معیارهای انقلاب های معیشتی و طبقاتی، آن را استثنایی نادر یا انقلابی با پوشش دینی می خوانند! کسانی که به محض شنیدن انقلاب، یاد مارکسیسم می افتند و چون یاران ملی مذهبی شان، امام را موج سوار احساسات خروشیده از مصدق، می دانند. درست است ما نسل سومی های عامیّ خیلی از خاطرات حاج آقاها(!) را با علم حضوری درک نکرده ایم، اما به برکت مدرنیته، تلویزیون زیاد می بینیم و بعضِ روشنفکران غیرِ پوپولیست نباشد، کم و بیش کتاب هم می خوانیم. البته فهم روح اتفاقاتی چون۱۵خرداد۴۲، ۱۹ دی۵۶ و ۱۷ شهریور۵۷ خیلی کتاب خواندن هم نمی خواهد. الان دیگر علیرضا احمدی روشن ها پیرِ انقلاب شده اند و به بزرگان انقلاب درس انقلابی بودن می دهند. زمانی بود که ایرانی بودن افتخار بود. زمان سلمان را می گویم ها! اصلا عمده ی گذشته کشور ما منبعث از همان دوران و اسلام بود، حالا اما نوبت به قاجار و پهلوی رسیده بود که سفره ی شببیخون را پهن کرده و با کف و سوت، عزت و استقلال را داخل بشقاب، تقدیم صاحب اختیاران خارجی شان کنند. امامی باید، که به صحنه بیاید. دیگر برای مردم ما، فرمان امام فرمان اسلام بود. و چه کسی فرهنگی تر از همین امام! اینکه به حضور نیکسون در دانشگاه اعتراض می کردیم، از سر استقلال طلبی مان بود و اینکه دختران جوانمان برای حفظ حجابشان سال ها از خانه بیرون نمی آمدند، اوج عفت مان! اینکه از قانون کاپیتولاسیون ننگمان می شد نشان از عزت مان داشت و بالاخره میراث نوکری ازلیِ مان باعث به آب و آتش زدن برای برگزاری مخفیانه مجلس روضه و تعزیه می شد. همه اینها نشان از یک فرهنگ دارد. فرهنگ حسین(ع)… دروغ گفت،آن که حافظه تاریخی مردم را کوتاه شمرد. ما رای۹۹درصدی به جمهوری اسلامی و کوتاه نیامدن امام از نام “جمهوری اسلامی” را یادمان هست. “تا کفر هست،مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم” را یادمان هست. شکنجه گرهای دکتر و مقاومت کنندگانِ بی سواد را یادمان هست! دل شیر مادران در به قتله گاه فرستادن فرزندان را یادمان هست. وای به روزت اگر انقلاب را معیشتی تحلیل کنی و نه فرهنگی! که لاجرم باید هم مدرنیته را بهترین هوا و جهانی شدن را، بهترین هدفش بدانی. و خب دیگر، پیش به سوی ژاپنی اسلامی و ما آماده ایم بشنویم که حسین واقعا فهمیده هم مثل سربازانشان در جنگ جهانی، خودکشی دگردوستانه کرده است لابد! میخواستم از فرهنگی«بودن» انقلاب بیشتر بنویسم، دیدم اما همه نسبت دارها و بی نسبت ها، استاد تحلیل گفتمان امام و تفسیر قرآن و خاطرات صامت شده اند؛ پس بهتر است از فرهنگی «ماندن» انقلاب بنویسم که «فاستقم کما امرتِ» امت، رسول را هم پیر کرد؛ چه رسد به سیدِ خامنه! «بودن یا نبودن» از اول هم فقط مساله غرب بود؛ مساله ی ما اما «بودن یا ماندن» است. شنیده بودم، نسل های دسته چندمِ انقلاب ها با دنیا زدگی و روزمرّگی، دوری از آرمان های اولیه و تبدیل سخت کوشی به راحت طلبی، کم کم از درون استحاله شده، انقلاب را وامی دهند. این تئوری اما اینجا گریبان همان نسل اولی های ما را گرفته است. نسل اولی که شاید از اول هم همّشان تحمیل گری به ولی بوده است. شاید این نسل اولی های تقلبی، با ابزارهای رسانه ایِ پدرخوانده هاشان، ذائقه ی مردم را هم عوض کرده باشند. اصلا می خواهم بگویم کدام رای مردم شما را سر کار آورد؟! رای معیشتی یا اعتقادی؟ مردم در انتخابات های قبلی، از خاتمی گرفته تا احمدی نژاد را به دلیل فضای فکری مطرح شده، انتخاب کردند. اما شیوه ی اعتدالِ جنابِ حقوقدان، بیشتر یک روشِ سیاسی بازی است تا یک مکتب و نحله فکری! و تقصیر از همه شان بود که شعار انتخاباتی شان اقتصاد بود و اقتصاد بود و اقتصاد.4737 عجیب نیست که چرا دکترِ روحانی، میان دو ارزش «قدرت و ثروت» یا دو آرمان «اقتدار سیاسی و رفاه اقتصادی» بیشتر به ثروت و رفاه اقتصادی میل دارد. آرمانگراییشان ما را کشته که آرمان اینها اما رفاه، معیشت و اقتصاد است. تجلی کامل این نگاه که در آن قدرت و اقتدار خرج رفاه و ثروت می‌شود؛ در نسبت سیاست خارجی بعنوان نماد اقتدار سیاسی کشور و اقتصاد بعنوان نماد رفاه مادی آن خودش را نشان می دهد. در رویکرد اقتدارگرا،‌ بخش اقتصادی کشور باید با حضور در بخش های استراتژیک مثل انرژی، امنیتی و نظامی منجر به افزایش نفوذ سیاسی کشور شود. در این نگاه حتی بخش های تولیدیِ جزئی و کالاهای مصرفی نیز نه با رویکرد رسیدن به بیشترین سود و تأمین رفاه داخلی، بلکه برای صادرات و قبضه کردن بازارهای خارجی و به زبان انداختن نام کشور فعال هستند. یعنی فرهنگی ارزشی، هویتی و درونگرایانه بر تمام اقتصاد سایه می‌اندازد و اصالت به جای رفاه اقتصادی، با فرهنگ اقتدار اقتصادی است. اما در رویکرد اصالت ثروت و رفاه، که رویکرد محوری تکنوکرات هایی نظیر دکترِ امروز ماست، سیاست خارجی به جای اقتدار بین‌المللی، رفاه داخلی را هدف می‌گیرد. سیاست خارجی‌ای موفق است که زندگی مادی بهتری در داخل پدید آورد و مردم راحت تر بتوانند «مصرف» کنند. و روحانی عزیز، باید هم بگوید: «آیا می‌توان جهت را عوض کرد و برای رسیدن به توسعه، مقداری هم از جیب سیاست خارجی خرج کرد؟». نمی دانم چرا با خواندن این جمله، ناخودآگاه یاد حرف عوامل خِرِفت محمدرضا میفتم، که می گفتند: ما آنقدر پولِ نفت داریم که غربی ها دارند برای ما خدمت تکنولوژیک می کنند(!). شاید وجه اشتراک این دو سخن یعنی آن استقلال طلبی که جزء شعارهای انقلابی و فرهنگ اسلامی و آموزه های قرانی ما بود، پَر… اما باز هم شعارشان را با پرده پوشی همان مشکلات معیشتی بیان کردند و نگفتند«اصالت اقتصاد»! هنوز نفهمیدند که ایرانی جماعت، همیشه ارزش هایی چون صله رحم، میهمانی دادن، نذر کردن و دستگیری از مستضعفین را بر رفاه طلبی خود برتری داده و در سخت ترین شرایط مالی از چنین نیکوکاری هایی دریغ نکردند؛ بگذریم که با این ادبیات، فهم آقایان از دوران دفاع مقدس چه می تواند باشد؛ که مردم نه تنها از اقتصاد که از خانواده و جان خود گذشتند تا کشور اسلامی خویش را حفظ کنند.. این روزها دیگر همه ی دنیا در پیِ محسن وزوایی و عباس ورامینیِ خودشان می گردند، بعضی ها اما خواب سفارت آمریکا را می بینند! و چقدر زیاد شده اند این بار، ساکتانِ سازش! سازش با امریکا! سازش با شیطان! آشتی با دنیا! عروسی که ۱۴۰۰ سال پیش، از علی(ع) جوابش را گرفته بود، که« غرّی غیری!»… روحانی جان بخوان بیانات ولیّ ات در دوران دوستانت را! آن وقت که باید تازه معنای تبادل فرهنگی و تهاجم فرهنگی را به مسئولینمان یاد می دادیم. و چه زیبا فرمود که نتیجه ی طبیعیِ انفعال و سستی در برابر استکبار، چیزی جز خواباندن و تزریق موادمخدر ضدفرهنگیِ دلخواهِ دشمن، نیست. شاید هم این دکترِ روحانی کاملا فرهنگی باشد. اصلا در دولتش خبری از فیلتر و ممنوع القلم هم که نیست. هرچه هست کنسرت است و چاپلوسی و آزادی. چرا که این دولت خط قرمزی ندارد. ارزشی و ضد ارزشی هم ندارد. به خانواده شهدا هم آنقدر ارادت دارد که به دیدار جک استراو می برتشان! فرهنگی‌ترین رئیس ‌جمهوری اسلامی، همین آقای روحانی بوده. سوابق جنگی– امنیتی‌شان هم، سرهنگی نیست و با نیّات فرهنگی صورت گرفته است. البته ما کم نمی اوریم! از اول هم همین طور بودیم. حاشا که بسیجی میدان را خالی کند! این نسل ما از اول هم فرق می کرد. چرا که حق را شناخت و افراد را با آن تطبیق داد. و این شد که اکبر و اصغر و سید و غیر سید نداریم. با حق که نباشی، در مقابل حقی! و این نسل رسوایت خواهد کرد. و می خوانیم کُری های انقلابی روح اللهی را! کجایند انقلاب های فرانسه و اکتبر و الجزایر که ببینند به برکت مطیع امرِ ولی بودن، بیست سال که چه عرض کنم، دویست سال هم بگذرد؛ اصول و ارزش های جوانان این مرز و بوم با جوانان داغ دیده ی نسل اولی انقلابمان برابری می کند. و لبیک یا روح الله که به خداوند خود گفتی: «مردم ما مشکلات را به جان و دل خریده اند و از هیچ چیزی غیر تو ترس و بیم ندارند و تمام زجرها و دردها را تحمل می کنند!». حال آن چیز ترسناک، گزینه ی نظامی آمریکا باشد یا عطش صحرای کربلا. عباس(ع) که دومی را انتخاب کرد. تا ما چه کنیم… فرق ما این است که پشتمان به ولی الله گرم است. و توصیه مان به نسل اولی ها هم همین است که پشت گرم باشند. تنها راه استقامت در مسیر و مقابله با آفات انقلابی نماندن هم همین شجره طیبه است. ولیّ است که همیشه مردم را به عناصر اصیل و فرهنگی انقلاب سوق می دهد و می خواهد روحیه ی انقلابی در آنها زنده بماند. همین روحیه است که باعث پیداکردن نگاه جهادی در عرصه های مختلف علمی و سیاسی و اقتصادی می شود. و ان شالله آخرِ همین جهاد، شهادت پای رکابش در سپاه مهدی(عج)…

[author image=”http://www.yaran.info/wp-content/uploads/2014/01/alihad.jpg” ]علیرضا حدادی – فارغ التحصیل کارشناسی رشته مکانیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر – دانشجوی ارشد رشته ی جامعه شناسی دانشگاه تهران – ایمیل : alimersad@gmail.com[/author]

[Google]

2 دیدگاه در“انقلاب معیشتی یا فرهنگی؟

  • ۱۳۹۳/۰۴/۲۱ در۱۱:۴۸
    پیوند یکتا

    بسیار عالی بود
    بعضی این مسائل مدام باید به مسئولین گوشزد و یادآوری بشه.
    اینکه چه زحمت هایی برای این انقلاب کشیده شده و مردم چرا جمهوری اسلامی رو انتخاب کردند…

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *